این دومین باری هستش که بعد از جدایمون خوابت رو می بینم!!!
خواب عجیب ولی خیلی قشنگی بود.
خواب دیدم که من و تو برای زیارت جایی رفته بودیم ، اسم اون مکان در خاطرم نیست ولی مطمئن بودم که برای سفر به جای رفته بودیم
اونجا با یک خانم عراقی آشنا میشیم، اونم مثل ما برای زیارت اومده بود.
بعد از آشنایی ما رو به اتاق خودش که در مهمانسرا گرفته بود دعوت میکنه و پیشش میریم
برای پذیرایی از ما باسلق میاره!!!خیلی هم شیرین بود و مزه اش هم با باسلق های که قبلا خوردم فرق میکرد... اما فقط من خوردم و تو چیزی نخوردی!
توی خواب تو شاد شاد بودی مدام شوخی میکردی، سربه سرم میذاشتی!!! نمیدونم چت شده بود و خوشحالیت از بابت چی بود؟!
اولین باره که اینطوری تو رو شاد و خوشحال می دیدم!